فصد خون شرق تهران
سحر با باد می‌گفتم

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

حافظ

درود عزیزان
صبح زیبای پائیزیتون بخیر و شادی

جاده زیبای اسالم به خلخال گیلان