فصد خون شرق تهران
لطیفه جالبی بین مردم برزیل روا

لطیفه جالبی بین مردم برزیل روا

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای دولتی به دست می‌دهد
دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد
ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است

شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟
شیر دوم پاسخ می‌دهد

«توی یکی از ادارات دولتی»
هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد
پس چطور شد که گیر افتادی؟
شیر دوم پاسخ می‌دهد

«اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند

پیتر اوانز
برش کتاب توسعه یا چپاول
عکس پاییزگان ۹۸ سیجان زیبا

یک پیشنهاد برای شما:

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *