در وصف کوهنورد فداکار سوخته در آتش؛ «البرز» سوخت تا زاگرس نسوزد

در وصف کوهنورد فداکار سوخته در آتش؛ «البرز» سوخت تا زاگرس نسوزد

ابوصالح دانشور- در اوج روزهایی تلخی که زاگرس باعظمت و سر برافراشته در خاک مقدس و عزیز ایران سربلند غرق در آتش و سوختن بود و جنگلهای زیبا و طبیعت بکر و بی‌مثالش همراه با حیات وحش و جانوران متنوعش گرفتار آتش بیرحم شده بودند و پر پرواز پرندگان خوش الحان و رنگارنگ و زیبایش سوخته و توان پرواز را از دست داده بودند و دود سیاه و بلند و زبانه های گداخته آتش از هر سو کوه‌های خامی و خائیز سلسله جبال زاگرس را در بر می‌گرفت اما مردم فداکار و جوانان رشید و شجاع و بی‌باک وجسور و دلسوز و عاشق دیار خود سراسیمه و با تمام توان و با نهایت پشتکار و اراده پولادین و عزم راسخ باکی از صعب‌العبور بودن دامنه‌های بلند زاگرس نداشته و با هر آنچه در اختیار داشتند به مقابله با آتش بپا خواسته و حتی با دستان خالی هم که شده و با پیراهن تنشان و با استفاده از شاخ و برگهای نیم سوخته بر بلندای زاگرس ظاهر شدند.

آمدند تا با ایثار و فداکاری و اوج شهامت و رشادت مانع از سوختن طبیعت زیبای دیارشان شوند و زاگرس این قشنگترین جلوه زیبای خدادادی سرزمین مادری را با همه داشته هایش نجات داده و اجازه ندهند بیش از پیش آتش ثروت خدادادی و مناظر طبیعی قشنگ زاگرس را از میان ببرد و نابودکند.

اگر چه در کنار این جوانان اراده پولاد بن مسئولان هم پای کار آمده و تلاش نمودند تا به هر طریق ممکن ناجی زاگرس گردند اما به چندین دلیل و علت کارشان با مشکلات عدیده مواجه شد اول صعب العبور بودن مناطق آتش گرفته دوم وزش شدید باد سوم در دسترس نبودن آب و امکانات مورد لزوم برای خاموش کردن آتش و چهارم دامنه بسیار زیاد آتش سوزی که نیازمند نیروهای بسیار زیاد و ورزیده و متخصص بود اما با همه این مشکلات مردم متعهد و جوانان غیور جلوتر از مسئولین در مقابل کوه مشکلات نومید نشده و با تلاشهای شبانه روزی سرانجام با همت و شجاعت و رشادت وصف ناشدنی خود آتش گرم و سوزان را مغلوب نموده و ناجی زاگرس زیبا شدند.

 باید از البرز زارعی مقدم کوهنورد قهرمانی که همچون آرش اسطوره ناجی ایران زمین که با تمام توان و رمق و تا آخر بن نفس جهت نجات ایران حماسه آفرید (البرز) شجاع دیار کهگیلویه و بوبراحمد به یاری زاگرس شتافت و سیاوش گونه جان را به خطر افکند و آنچنان شجاعت ورشادتی بخرج دادکه خود سوخت تا زاگرس نسوزد و دستان و صورت زیبا و قد رعنایش در آتش سوختند تا مانع از سوختن زاگرس زیبایش شود خود سوخت تا سرزمین مادریش را از آتش بی‌رحم نجات دهد.

خود را فدا کرد تا ناجی و جاودان گردد و جانش را به خطر افکند تا زاگرس را از آتش رها سازد و او را سرانجام با بدنی سوخته و تنی زخمی ناشی از آتش زاگرس به بیمارستان رساندند.

آری البرز زارع مقدم همچون دهقان فداکار و همچون ارش کمانگیر و سیاوش اسطوره سرزمین و کشور و جایگاه مادریش و سرزمین عزیزش گردید تا نامش جاودانه و بیاد ماندنی گردد.

باید مسئولان درس عبرت بگیرند و با تهیه امکانات و تجهیزات مورد لزوم آماده مقابله با چنین بحران‌ها و آتش سوزی‌هایی باشند تا در مقابل چنین حوادثی سرافراز و سربلند گردند و غافلگیر نشوند.

یک پیشنهاد برای شما:

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *